***به وبلاگ تخصصی محبت اهل بیت خوش آمدید***جهت دسترسی به مطالب مختلف، به بخش موضوعات مراجعه نمایید***
 


 
کدامیک ؛ آدم یا سگ؟ (1)

دوستان سلام بحث بسیار دقیق و مهمی را مطرح می کنیم که علامت سوال آن هنوز در ذهن خیلی ها پاک نشده است بنابراین با دقّت همراه ما باشید و بخاطر حساس بودن این بحث در چند پست جدا گانه بحث می کنیم

موضوع بحث : آیا صحیح می باشد افرادی که در مقابل معبود یا اهل بیت ، خود را سگ می دانند و یا می نامند؟

روشن کردن روش بحث : از آنجا گفتن هر جمله ایی نشان از عقیده باطنی افراد دارد بنابراین اول بحث ما این است که آیا اعتقاد به چنین مطلبی صحیح است یا خیر؟

به یک عبارت دیگر اینکه فردی بدون اظهار کردن این کلمه ، یک حالت درونی داشته باشد که خود را مقابل اهل بیت سگ بداند فلذا در آخر بحث در مورد جایز بودن یا نبودن گفتن این لفظ در مجالس خصوصی یا عمومی بحث می کنیم

اعتقاد به سگ بودن

از شروط اصلی بندگی در درگاه خداوند و زانو زدن شاگرد نزد استاد مطلق ، این هست که فرد مطیع محضِ مولا باشد تا جائیکه خود را در مقابل مولا چیزی و یا اصلاً نبیند این اوج درجه فناء می باشد کما اینکه در اخبار داریم که حضرت موسی کلیم الله نه تنها نباید خود را سگ بداند باید از همه مخلوقات پایین تر بداند

ابن فهد حلّی می گوید: بعضى از اصحاب براى من حديث كرد كه خداى تعالى به موسى (ع) وحى فرمود: كه وقتى براى مناجات آمدى كسى را كه تو بهتر از او هستى به همراه بياور. حضرت موسى به هر كس كه مى‏رسيد، جرأت نمى‏كرد كه بگويد من بهتر از او هستم مردم را رها كرد و در اصناف حيوانات جستجو كرد تا آنكه به سگ گر گرفته‏اى رسيد. حضرت با خود گفت اين سگ را با خود مى‏برم. آنگاه ريسمانى در گردن سگ كرد و با خود برد وقتى در بين راه رسيد طناب را از سگ باز كرد و رهايش نمود وقتى به مناجات پروردگار رسيد.

... قَالَ يَا مُوسَى أَيْنَ مَا أَمَرْتُكَ بِهِ قَالَ يَا رَبِّ لَمْ أَجِدْهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْ أَتَيْتَنِي بِأَحَدٍ لَمَحَوْتُكَ مِنْ دِيوَانِ النُّبُوَّةِ

پروردگار فرمود: اى موسى! چرا آنچه كه من امر كردم نياوردى؟ عرضه داشت: پروردگارا! من آن را نيافتم. خداى تعالى فرمود قسم به عزت و جلالم! اگر كسى را با خود مى‏آوردى، اسم تو را از ديوان پيامبرى محو مى‏كردم. (عده الداعی ص 218)

قال رسول الله: ... ثُمَّ يَرْجِعَ إِلَى نَفْسِهِ فَيَكُونَ أَعْظَمَ حَاقِرٍ لَهَا (سفینه البحار ج 3 ص 267)

رسول الله فرمود: اى اباذر ... آنگاه به نفس خود نظر كند و آن را از همه پست‏ تر قرار دهد.

چنانچه برخی از علماء اخلاق در باب کبر و تواضع گفتند انسان باید خود را از خاک هم پایین تر بداند

این روایات همه ناظر به باب تواضع و هیچ ندانستن خود در برابر مخلوقات خداوند می باشد و حیثیّت جسمی را در برمی گیرد

نتیجه: بنابراین انسان نه تنها باید در درون خود حالتی ایجاد کند که خود را مساوی با سگ بلکه پایین تر از آن و همه مخلوقات خداوند بداند

منتظر پست بعدی باشید



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: برچسب‌ها: سگ اهل بیت, محبت اهل بیت, تواضع, درمان غرور
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393
قدرت چادر حضرت زهرا چقدر است؟

شفاعت چادر حضرت در دنیا

 

ابن شهر آشوب و قطب الدين راوندى گويند:

 

روايت شده كه امیرالمومنین على عليه السّلام مقدارى جو از يك يهودى قرض كرد، يهودى گفت:

 

بايد در ازاى آن چيزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى. و على عليه السّلام چادر حضرت فاطمه (عليها السّلام) را كه پشم بود به او داد. آن شخص چادر را گرفته و به خانه برده، در اطاقى گذاشت.

به هنگام شب زن آن شخص براى انجام كارى داخل اطاق مذكور گرديد و نورى را ديد كه اطاق را روشن كرده، فورا از اطاق خارج شد و آنچه را ديده بود به شوهرش اطلاع داد، مرد يهودى كه فراموش كرده بود چادر فاطمه عليها السّلام در آن اطاق است

 

دَخَلَ الْبَيْتَ فَإِذَا ضِيَاءُ الْمُلَاءَةِ يَنْشُرُ شُعَاعُهَا كَأَنَّهُ يَشْتَعِلُ مِنْ بَدْرٍ مُنِيرٍ يَلْمَعُ مِنْ قَرِيبٍ 

تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گرديد و بلافاصله دريافت كه آن نور از چادرى ساطع مى‏شود كه على (عليه السّلام) آن را گرو گذاشته است.

 

 پس آن مرد يهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر يك به سوى اقوام خويش شتافته و آنها را از معجزه‏اى كه ديده بودند آگاه نمودند، و در اثر اين واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمايل گرديده و ايمان آوردند. (مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 387)

 

شفاعت چادر حضرت در آخرت .....

                                 

ادامه مطلب را مطالعه کنید ...............

 

 



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: برچسب‌ها: محبت حضرت زهرا, فضایل حضرت زهرا, قدرت شفاعت حضرت زهرا, راز اشک سیدالشهداء
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393
لطفا نماز نخوان

امام صادق در بعض از ايام به نماز قيام نموده بودند ناگاه در اثناء نماز از هوش رفتند، و چون به هوش آمدند جماعتى از سبب بيهوشى ايشان پرسيدند، پس آن حضرت در جواب فرمودند كه:

فَقَالَ مَا زِلْتُ أُرَدِّدُ هَذِهِ الْآيَةَ حَتَّى سَمِعْتُهَا مِنْ الْمُتَكَلِّمِ بِهَا

من تكرار اين آيه كريمه(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين‏) مى‏كردم تا آنكه آن را از گوینده اش شنيدم‏.(تفسير كنز الدقائق ج‏1 ص: 60)

1- هر چند فرمود نماز بخوان ولی نفرمود در حین حرف زدن نشنو ؛ می شود طوری نماز خواند که بشنوییم نماز جای دیدنی ها و شنیدنی هاست

2- اینکه به ظاهر نمازگزار دارد لفظ را می گوید ولی بعد متوجه می شود که او (خدا) دارد می خوانند که خواص می فهمند این درجه چیست ، بعد می فهمد نماز خواندن کار خودش هست نه ما ؛ و این را فقط محبین درک می کنند

شیخ بهایی در کتاب مفتاح الفلاح ص 372 می گوید: از آداب محب این است که در حضور محبوب تحمل سختی ها را بنماید بطوریکه برای اهل و عیال خود این سختی را نمی تواند تحمل کند بلکه نباید سختی تو را باشد زیرا باید بواسطه حضور محبوب شاداب باشی زیرا خداوند خود اشاره کرده که (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين‏ یعنی تویی که الان حضور داری می پرستم و کمک می جویم) من به تو نزدیک هستم و با این لفظ آنچه از سختی ها هست جبران می شود و عابد آن را با تمام انبساط و شادابی می خوانند.

از یکی از نزدیکان آیت الله بهجت شنیدم که ایشان فرمودند: کجایند پادشاهان عالم ببیند که ما در نماز چه لذتی می بریم بطوریکه تخت پادشاهی خود را رها کنند.



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392
ایام بیزاری
از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه مى‏فرمود: كسى كه ما را براى خدا دوست بدارد و دوستان ما را دوست بدارد، نه براى هدفى دنيايى كه چيزى بدست آورد

و با دشمنان ما دشمن باشد، نه براى عداوتى كه با ديگرى دارد، سپس روز قيامت او را بياويزند، و گناهانى مانند شن هاى روان و كف هاى درياها، داشته باشد، خدا او را مى‏بخشد.(إرشاد القلوب ج‏2، ص: 253)

بیزاری از دشمنان مسیرِ ترک معصیت را راحت تر می کند زیرا دشمنان اهل بیت ریشه در هر گناهی دارند.

لعن زبانی و تکرار آن در این ایام یادتان نرود

ختم لعنی را که قبلا گفته شد مخصوصا از روز شنبه(9 ربیع) تا دوشنبه(11 ربیع) مد نظر داشته باشید هر چند ختم را می توانید در هر روزی که بخواهید انجام دهید.

زیرا این سه روز خاص است برای ختم لعن زدن و گره های بزرگ را باز می کند.

                   

قبل از خواندن ختم به این نکات توجه کنید:

1- سنگ ها رو می توانید از نانوایی سنگک تهیه کنید که سنگ های هم اندازه و مناسب تری دارد.

2- زمین را به مقداری که سنگ داخل چاله جا بشود بکنید که حدود دو تا بیل زدن کافی هست.

3- اگر چنانچه زمین خاکی پیدا نکردید می توانید در باغچه خانه تان این ختم را انجام دهید.

4- چنانچه باغچه هم پیدا نشد می توانید در اتاق خانه تان دو تا ظرف یا تشت تهیه کنید و ته ظرف یا تشت را مقداری خاک بریزید تا مثل گودال و چاله شود و ختم را انجام دهید.

5- بعد از انجام دادن آن نیاز نیست سنگ ها را دور بریزید یا در چاله دفن کنید و می توانید برای انجام ختم بعدی نگه دارید ولی بهترین کار این است که سنگ ها را به نانوایی برگردانید تا در آتش بیاندازد.

آدرس ختم مورد نظر: http://mohabateahlebeyt.blogfa.com/post-62.aspx

          



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : جمعه بیستم دی 1392
روش صدقه دادنِ عاشق

توصیه به صدقه دادن در همه ادیان الهی سفارش شده است ولی مکتب اهل بیت به صدقه یک رنگ و بوی دیگری داد تا بگویند اهل بیت هیچ چیز تکراری را از گذشته نیاوردند تا اینکه آن را کامل تر کردند.

1- صدقه از روی محبّت

حتما داستان طعام دادن اهل کساء به مسکین و یتیم و اسیر را شنیدید که این نیازمندان با یک قرص نان سیر می شدند ولی اهل بیت همه نان های خود را بخشیدند و مهمتر از اینکه از روی حبّ الهی اینکار را کردند و این همان صدقه از روی محبّت می باشد و آیه هم در شان ایشان نازل شد.

وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً ( سوره انسان / 8 )

ترجمه: به خاطر محبّتى كه به خدا دارند به ديگران طعام می دهند.

2- صدقه از روی ترّحم و دلسوزی

یک نوع صدقه از روی ترحّم می باشد که بخاطر بیچارگی شخص ، دلِ انسان سوخته و به او صدقه ی می دهد.

ده فرق اساسی بین دو روش صدقه دادن

* نوع اول ؛ فقط مخصوص.......


ادامه مطلب را مطالعه بفرمائید..........



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، آیات محبت، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه بیست و سوم آذر 1392
عاشق و نام معشوق
دوستان گرامی ؛این پست یکی از پست هایی هست که در این مدت که مشغول نوشتن هستیم علاقه عجیبی به آن داریم که برای شما عزیزان قرار دادیم و نتیجه گیری را در آخر پست به عهده شما رفقا گذاشتیم.

عاشقان و محبین اهل بیت وقتی نام و اسم مبارک ایشان را می شنوند یک حالت هایی بخصوصی در ایشان ایجاد می شوند و یک نوع احترام بخصوصی می کنند که نشان از این دارد که واقعا عاشق هستند.

حالا فکر می کنید نام کدام معصوم را وقتی عاشق می شنود بی قرارتر می شود ؟

این روایات بسیار جالب ، جواب بسیار عجیبی به ما می دهد لطفا با دقت بخوانید.......


نام رسول الله

 روایات فراوان داریم که وقتی نام رسول الله ( محمّد ) را شنیدید صلوات بفرستید.( كافي ج‏2، ص 495 و ........)

 

نام مولا امیر المومنین

در حديث است كه هر روز پيغمبر خدا تشريف مى آوردند در خانه على و حضرتش را به اسم صدا مى فرمودند. يك روز تشريف آوردند و حضرت را به كنيه صدا فرمودند: يا اباالحسن !

حضرت امير علتش را پرسيدند، فرمودند: امروز وضو نداشتم ، نخواستم نام تو را بدون وضو ببرم. (نشان از بى نشان ها ،ص 165و 166)

 

نام امام حسین

امام حسين فرمودند:........................
.
.
.
.
.
.
ادامه مطلب را بخوانید..........................



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392
محبت لفظی و لفظ محبتی
خیلی اوقات نیاز نیست کلمه محبت را در کتاب ها جستجو کنیم تا جمله ایی در موردش پیدا کنیم بلکه می توانیم با نگاه زیبا و درست در خیلی از جملات محبت و علاقه شدید را دید تا جایی که اگر کلمه "محبت" را بکار می بردند این قدر زیبا نبود.

حتما شما این را تایید می کنید که اظهار علاقه فقط به گفتن دوستت دارم نیست گاهی افراد با کارهایی که انجام می دهند با صدای بلند دارند علاقه و محبت را فریاد می زنند و گاهی با جملاتی که اصلا کلمه محبت در آن نیست دارند رساترین فریاد عشق را می گویند.

اگر انسان ها به این نوع کارها و جملاتی که در آن لفظ "محبت ، دوست ، عشق ، علاقه" نمی باشد توجه کنند تازه متوجه می شوند که در دنیا چیزی جز محبت نیست که حکومت می کند.

 در حقیقت نگاه محب واقعی به دنبال لفظ دوستت دارم نیست بلکه محبت را در جملات بدون محبت می بیند.

برای نمونه یک آیه در قرآن انتخاب کردیم بیاید ببینید چند تا کلمه محبت می شود از آن خارج کنیم.

قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (سوره زمر/ 53)

بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف(گنه کاران) كرديد از رحمت خدا نوميد نشويد كه خدا تمامى گناهان را می آمرزد، زيرا او آمرزنده رحيم است

* محبت شماره 1 : اینکه به پیامبر می فرماید: بگو ، حتما نکته ایی قابل اهمیت می باشد و این توجه و محبت خداوند به بنده معصیت کار هست.

* محبت شماره 2 : نفرمود به مردم گنه کار بگو بلکه فرمود:.......

.

.

.

.

لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.......



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، آیات محبت، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392
فاطمییون با شرمندگی بخوانند
کیست که بتواند عظمت روز قیامت را درک کند؟ در آن روزی که همه به فکر خود هستند تا اینکه خود را از گرفتاری نجات دهند

فکر می کنید چه کسانی به فکر ما در آن روز هستند پدر ، مادر ، برادر ، فرزند ، رفیق؟

آیا می شود در این روز با عظمت که همه از هم فرار می کنند کسی به فکر کسی دیگر باشد؟

حدیث عجیب

اگر بخواهیم اوج گرفتاری را به شما بگوییم در این حدیث صحیح السند (كافي ج‏8، ص313) می باشد

که در آن روز همه پیامبران و ملائکه می گویند:  يَا رَبِّ نَفْسِي نَفْسِي پروردگارا بفرياد خودم برس ، اما پیامبر ما می فرماید : يَا رَبِّ أُمَّتِي أُمَّتِي پروردگارا بفرياد امتم برس

آری همه حتی پیامبران از خود می نالند ولی پیامبر ما به فکر گرفتاری امت می باشد. اینجاست که باید ما از شرمندگی محبت اهل بیت نسبت به خودمان  آب بشویم .

اما فقط پیامبر اکرم نیست که این طور به فکر گناه من و شما هست بلکه مادر شیعه حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم این چنین محبتی ، بلکه بالاتر را دارد

فلذا جا دارد از لطف ها و محبت های حضرت فاطمه نسبت به گنه کاران شیعه بگوییم تا جایی که عقل مات و مبهوت می ماند

فاطمییون ادامه را بخوانند و اشک بریزند


ادامه مطلب را بخوانید......



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، احادیث محبّین، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : سه شنبه بیستم فروردین 1392
آفت محبت!!!

دوستان گرامی ؛ بحث بسیار مهمی داریم بهمین خاطر از شما تقاضا داریم که این پست رو با دقت بخوانید تا خیلی از مسایل که در عالم دوستی و رفاقتی بین دوستانمان اتفاق می افتد برطرف شود.

البته ببخشید چند سطر اول علمی هست ولی در ادامه , با قلم روان بیان شد.

*چرا رفاقت ها نوعا دچار جدایی یا دچار قهر و دوستی می شود. به یک بیان دیگر آیا در محبت بین همدیگر ضررهایی وجود دارد؟

حتما در دوست های ما یک ایرادی وجود دارد و برای معرفی این ایراد نفسانی و درونی که در اکثر انسان ها هست باید اول این قاعده رو توجه کنیم:

میان دلبستگى به یک شخص و تشخیص معایب آن، نسبت معکوس برقرار است و معمولا هر کس هرچه را بیشتر دوست دارد، کاستى‌ها و معایب آن را کمتر مى بیند.

*توضیح قاعده:

*اکثر انسان ها یک ایراد دارند که خود و افراد محبوب و منسوب به خود را ، چون به آن دل بسته ؛ طبیعى است که سراسر خوبى و عین کمال و دور از هر گونه ایراد و کاستى می ببیند و در مشاهده عیوب و نواقص دوستان خود از همه ناتوان تر هستند.

*یعنی انسان تا وقتى از بیرون به یک شخص نگاه مى کند و با او دوست نیست عیب ها و کاستى‌هایى را که در اوست را به وضوح مى بیند و به راحتى ایراد گیری مى کند.و گاهی اوقات اصلا بیهوده دوست داریم به افراد حالت ایرادگیری و موضع گیری داشته باشیم.

اما وقتى با آن شخص دوست شد ، عیب های او را به وضوح نمى تواند ببیند. چون در آن هنگام، آن شخص محبوب او و ما دوست او هستیم.

و در نتیجه هر کسى، همان طور که دیدن عیوب دیگران برایش آسان است، دیدن عیوب خود و دوستان خود و وابستگان خود برایش دشوار است.

*جالب هست بدانید ، در این آیه شریفه درست به همین مطلب اشاره دارد: كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ (سوره انعام آیه 108)   ترجمه : همچنين ما عمل هر قومى را در نظرشان زينت داده‏ايم.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تعبیر بسیار زیبایی از کلمه زینت در ایه می کند می فرماید: "زينت"، هر چيز زيبا و دوست داشتنى است كه ضميمه چيز ديگرى مى‏شود و به آن زيبايى مى‏بخشد و آن را مرغوب و محبوب قرار مى‏دهد و طالب زينت به طمع رسيدن به آن حركت مى‏كند . (ترجمه الميزان، ج‏7، ص 434)

برای همین خصلت زشت نفسانی هست که گاهی اوقات متاسفانه وقتی با کسی رابطه مان بد می شود شروع می کنیم به گفتن کارهای زشت او و از او یک انسان هیولا درست می کنیم. اما قبل از آن نیز این ایرادها بود ولی نمی دیدیم یعنی محبت نادرست یک حالت نابینایی به انسان دست می دهد.

اما چرا این ایراد در انسان هاست؟ و با این نگاه به همدیگر محبت می ورزند؟

*جواب این هست که افراد دوست را بنا بر کمالاتش انتخاب نمی کنند و اصلا معیار و دلیلی برای دوستی ندارند بلکه تا از جمال طرف خوششون اومد شروع به رفاقت می کنند. نوعا انسان ها اول طرفدار کسی می شوند و بعد دنبال دلیل تراشی برای این طرفدار و دوست شدن هستند.

*چون نوعا روابط ها بر این اساس هست لذا در روایات تاکید زیاد شده که عیب های دوستانتان را گوشزد کنید و در صدد برطرف کردن نواقص خود باشید. از باب نمونه این روایت را می آوریم.

قَالَ الصَّادِقُ ع : أَحَبُّ إِخْوَانِي إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى إِلَيَّ عُيوبِي (كافي ج2 , ص 639)

 امام صادق فرمود: بهترين دوست من، کسي است که عيب مرا به من هديه کند.

*نکته: این هست که گفتن عیوب دوستان باید با رعایت اخلاق باشد طوری نباشد که دل طرف رو بشکنیم.

*بنابراین با این جمله این پست رو به پایان می بریم :

اگر بخواهیم به دوستمان یک دسته گل , هدیه بدهیم ولی اگر در هنگام دادن گل , اخم یا توهین کنیم طرف بدش می آید

حالا اگر بخواهیم عیب دوستمان را به او هدیه بدهیم باید چطور رفتار کنیم؟؟؟ باید خیلی مواظب باشیم.  

توجه کنیم که؛ برطرف کردن عیوب دوستان( با رعایت شرایط ) باعث بیشتر شدن محبت می شود.



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه هفتم دی 1391
فرق محب با ....
با تمام کارهای دینی که انجام می دهیم ولی حساب کارهایی که از روی محبت انجام می شود واقعا جداست مثل اینکه اعمالی که به جز محبت انجام می دهیم در مقابل اعمالِ محبین , واقعا چیزی نیست محبین واقعا از محبت لذت می برند ولی کسانی که راه محبت را پیش نگرفتند چی ؟ آیا واقعا لذت می برند شاید فقط در مورد این افراد می توان این ضرب المثل ر اگفت:

"سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است"

پاداش محبین در روایات با غیر محبین جدا شده یا اصلا در بعضی از اعمال ما محبت شرط شده ؛ برا همین برای شما این احادیث رو دسته بندی کرده و در آخر دو معنای جالب از علامه مجلسی از این روایات , نوشته شد بخوانید تا چشمتان روشن شود.

بندگی محبین

قَالَ الصَّادِقُ : إِنَّ النَّاسَ يَعْبُدُونَ اللَّهَ تَعَالَى عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ: صِنْفٌ مِنْهُمْ يَعْبُدُونَهُ رَجَاءَ ثَوَابِهِ، فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْحُرَصَاءِ. وَ صِنْفٌ مِنْهُمْ يَعْبُدُونَهُ خَوْفاً مِنْ نَارِهِ، فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ. وَ صِنْفٌ مِنْهُمْ يَعْبُدُونَهُ حُبّاً لَهُ، فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْكِرَام‏ )اعتقادات الإمامية ج‏1، ص: 77(

حضرت صادق عليه السّلام فرموده كه: مردم بر سه قسم عبادت خداوند مي نمايند صنفى بندگيش مي کنند باميد ثوابش و اين رسم بندگى مزدوران است.

و گروهی از ترس آتش او بندگيش مي نمايد و اين طرز بندگى بنده ‏ها است

و گروهی برای محض محبت و دوست داشتن او بندگيش مي نمايند و اين شيوه بندگى بزرگ‏ منشان است‏ و ايشانند ايمنان و اينست كه حق تعالى مي فرمايد: وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (سوره نمل آيه 91) يعنى و ايشان از فزع و خوف آن روز ايمنند.

ادامه مطلب (روایات کوتاه و جالب را بخوانید.............)

/**/



:: موضوعات مرتبط: احادیث محبّین، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه بیست و پنجم آذر 1391
محبت بهترین خیر

کلام در مساله بسیار مهمی است که شاید خیلی ها بخواهند این نوع روایت ها برایشان حل بشود ما در حد توانمان با دقت به شرح این مساله مهم می پردازیم .

محور بحث ما این روایت می باشد.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ

امام صادقعلیه السلام فرمودند: هرکسی که  خداوند خیرش را بخواهد و اراده کند، حب امام حسینعلیه السلام و حب زیارتش را در قلب او می‌اندازد و هر که را خداوند بدیش را بخواهد، بغض نسبت به امام حسینعلیه السلام و بغض زیارت آن حضرت را در قلب او می اندازد. (وسائل الشیعه , ج14, ص496)

این اراده خداوند در روایت اراده تکوینی است که در مرحله دوم  بعد از خلقت صورت می گیرد می باشد.( برای معنای اراده تکوینی و تشریعی می توانید در نت جستجو کنید)

اما روایت: ان للحسین فی بواطن المومنین محبة مکنونة (در دل انسان هاي مؤمن عشق به امام حسين نهفته است بحار، ج 43، ص 279 ) به مرحله اول قبل از خلقت مربوط می باشد.

به عبارتی دیگر , خداوند یک اراده قبل از خلقت فرمودند که محبت پنهانی در درجه پایین در قلبها قرار دادند و بعد از خلقت همان محبت قبلی را با اراده خویش زیادتر فرمودند و  ظهورش را بیشتر فرمودند بطوریکه مرحوم حاج اسماعیل دولابی می فرمود:..........

به ادامه مطلب رجوع کنید..........

346

:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه ششم آذر 1391
شناخت انسان و معرفت نفس

انسان موجود عجیبی است همانطور که دستگاه بدن انسان اعضای مختلفی دارد روح انسان هم شامل اجزایی می باشد حالا سوال ما این است:

قلب بدن با قلب روح چه فرقی دارد؟


هر چه به نظرتان می رسد بیان کنید.                            



جواب و توضیح سوال 12 / 7 / 91

با تشکر از شما دوستان بابت شرکت در نظر خواهی

چیزی که می شود در وهله اول در نظر خواهی به دست آورد این است که انسان فطرتاً دوست دارد خودش را بشناسد و اینکه واقعا چه اجزایی دارد. و این نوع شوق و اشتیاق شما عزیزان واقعا قابل تقدیر می باشد.

واقعا دستگاه روح ما چقدر وسیع است شاید خیلی از افراد فکر می کنند که انسان از دو بخش بدن و روح تشکیل شده است. ولی غافل از اینکه همانطور که بدن اجزای دارد روح هم اجزایی دارد.

ما در زندگی با مفاهیم کلماتی مثل عقل ، نفس ( با انواع نفوس نه گانه : مثل نفس اماره ، لوامه ، مطمئنه و غیره ) ، دل ، قلب ، فکر ، خیال ، روح  و غیره زیاد سر و کار داریم  و شاید اینها رو موجودات و ابزار جدا از روح فرض کردیم در حالیکه این ها از اجزای روح هستند و هر کدام فعالیت های خاص خود را دارند و بعضی از این ها به تناسب خودشان ارتباط با عضو خاصی از بدن دارند مانند اینکه عقل با مغز و قلب با قلب صنوبری بدن رابطه دارند.

قلب روحی با قلب بدنی ارتباط تنگاتنگی دارد و مرکز فعالیت روح همان قلبش می باشد و توزیع حیات در روح را قلب انجام می دهد مثل اینکه خون که مایه حیات هست قلب بدنی در جسم انسان پخش می کند.

هدف از طرح این سوال بیشتر این بود که ما بدانیم روح ما دارای اجزایی هست و مغز را با عقل و قلب بدنی را با دل روحی یکی نوع نگیریم البته فرق هایی از جمله اینکه قلب خون را پخش میکند ولی قلب روح ما محبت که غذای روح است را به تمام اجزا روح تزریق می کند را دارد قلب بدنی می میرد و لی دیگری هرگز نمی میرد و ابدی هست و منشا حیات روح همان قلبش است.  

از همه دوستان که در نظر خواهی شرکت کردند صمیمانه تشکر می کنم. و خدمتشون عرض کنم چون نمی خواستم بحث رو علمی و حوزوی کنم از آوردن آیات و روایات و مطالب فلسفی خودداری کردم تا بحث خشک و سنگین جلوه نکند.    



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه دهم مهر 1391
یک رمان واقعی

خاطرات جنگ های زیادی را شنیدیم و خواندیم که تو فلان عملیات تو فلان پاتک و حمله چی شد و چه تلفاتی صورت گرفته هست

راستشو بخواهید خاطره ایی مربوط به جنگ نرفته می خواهم براتون نقل کنم  ولی قرار هست توی جنگی شرکت کنم یعنی اسمم در نیامد ولی چون می دانم شما هم روزی مامور شرکت در این جنگ هستید بنابراین لازمه از تجربه های دیگران استفاده کنیم

این جنگ ، جنگ جهانی اول و آخر  برای همه ما هست و دیگر تکرار نمی شود جنگی که لحظاتی بظاهر کم و چند ثانیه ایی هست ولی باندازه یک عمر هست اما بیان و خاطره جنگ:

مشغول خودم بودم ولی شنیده بودم که مواظب خودتان باشید که این نوع حریف ؛ ناگهانی به سراغتان می آید ولی من غافل بودم که ناگهان حمله غافلگیرانه و شدیدی رخ داد

وقتی به خودم آمدم دیدم به  آخر خط رسیدم و فهمیدم که کار..................



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : چهارشنبه یکم شهریور 1391
خواب زمستانی

انسان ها  در زندگی چیزهای زیادی را دوست دارند بعضی از چیزها را طوری دوست دارند که گوشه قلب خود نگهداری می کنند غافل از اینکه بعضی از این علاقه ها با هم تضاد دارند مثل اینکه خربزه و عسل در معده با هم تضاد دارند اما تضاد دوستی های مختلف در قلب در لحظه مرگ تضادشان معلوم می شود و ظهور پیدا می کنند و یک دعوای حسابی با هم دارند که آن شخص با محبت باطل از دنیا می رود یا محبت حق و درست.

به یک عبارت دیگر با اعتقاد به یک چیز درست از دنیا می رود یا اعتقاد به باطل. بعضی ها در این جنگ پیروز و بعضی ها بازنده هستند.

پیروزی در این جنگ بستگی دارد به اینکه ما در این دنیا آیا حبّ درست را بیشتر اهمیت دادیم یا حب باطل را ؟ یعنی ظهور حب حق در زندگیمان بیشتر بوده یا حب باطل؟

این احادیث برای کسانی هست که در این جنگ دوستی ها صادق و کاذب سربلند بیرون بیآیند. نه برای کسانی که بگویند...............................


:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391
یه سوال عجیب و پاسخ از شما!!!

سلام امیدوارم حالتان خوب باشد ؛ داشتم به درجه های محبّت انسان ها فکر می کردم که طبیعةً رسیدم به محبّت پدر و مادر به فرزند ، محبّت فرزندان به والدین ، محبّت زن و مرد ، محبّت برادر به خواهر و کلاً محبّت اعضای خانواده به هم ؛ که اینها چه علاقه مندی عجیبی به هم دارند مخصوصاً مادر به فرزند ، که از چه چیزهایی بخاطر همدیگر ازش می گذرند .......

که یک لحظه یه سوال عجیبی به ذهنم رسید که خداوند تبارک و تعالی در سوره عبس ، درباره خصوصیت روز قیامت می فرماید :.......



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه یازدهم اسفند 1390
چرا ما دقّ نمی کنیم!!!

جالب هست بدانید که محبّت در همه موجودات عالم ، نباتات و جمادات و حیوانات جریان دارد و این محبّت دو صورت دارد اول اینکه همه آنها یک چیز واحد که همان خالقشان باشد را دوست دارند یا اینکه همه آنها علاوه بر آنکه خداوند و خالق خود را دوست دارند همدیگر را دوست دارند مثل اینکه ما انسانها با اینکه خداوند و اهل بیت را دوست داریم به یکدیگر علاقه داریم.

حالا به کلام عالم فیلسوف صدر المتألهین ملاصدرا دقّت کنید...........



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390
راه محبّت بهترین روش برای تهذیب
روش های مختلفی برای اصلاح نفس و تهذیب اخلاق می باشد و عمدتاً به یکی از این سه راه باز می گردد.

۱- بکار بردن عقل و تدبیر ....................



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه هجدهم مهر 1390
مراتب محبت و معنی آن

دانشمندان و ارباب معنی در تعریف حب میگویند حب آنست که آدمی به چیز لذت بخشی میل کند

در وجود انسان ابتدا، خواستن است كه آن را ميل گوييم و ميل  زیادی ، ارادت است و ارادت زیادی ، محبّت ‏، و محبت‏  زیادی ، عشق است و عشق زیادی هیمان هست.

 



:: موضوعات مرتبط: انواع محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : جمعه هشتم مهر 1390